X
تبلیغات
شیدا
واقعا در عجبم

در عجب از انسان ها

سالها قبل  دوستی داشتم که  دست روزگار اونو ازم گرفت

چندی قبل دوباره  دیدمش و از اونجایی که تنها خاطرات خوب کودکیمو با اون داشتم  دلم می خواست تا جایی که در توان دارم  در مشکلاتش چه به صورت مادی وچه معنوی  بهش کمک کنم

اما حالا بعد از سالها اون کاملا یک انسان دیگه است  و اصلا نتونست منو  به عنوان یک دوست صادق  بپذیره 

حدودا چند ماه قبل  اون جواب همه ی محبتامو با  رفتاری بسیار زشت داد  و حتی  با زبون بی زبونی نشون داد که دلش نمی خواد با من رابطه  داشته باشه

منم تصمیمو گرفتم  که سعی کنم اونو برای همیشه به دست خاطره ها بسپارم 

تا اینکه  امروز به من زنگ زد و نزدیک ده دقیقه گلایه کرد که چرا چند ماهه ازش خبری نمیگیرم

جالب تر اینکه  وسط حرفاش در مورد  ادمای مختلف گفت و اینکه دیگه  هیچ  کس به فکر کسی نیست و  محبت کردن دیگه معنی نداره و اینکه  انسانها دیگه در روابطشون  صادق نیستند

خیلی دلم می خواست در جواب همه ی این حرف ها و گلایه هاش بگم که  یعضی ها  ذاتا لیاقت ندارن که  دوست صادقی داشته باشن  و  همین طور عده ی زیادی  جنبه ی محبت  دیدن ندارن

وگرنه  هنوز هم دوستی های پر رنگی وجود داره که کاملا بر مبنای  صفا و صمیمیت بنا شده

و طرفین  به دنبال هدف خاصی نیستند  و فقط عشق است و  عشق  است و عشق

بنابر این دوستان

اگه در زندگی طالب جذب دوستانی  خوب و صمیمی  هستید سعی کنید  این جنبه و لیاقت رو در خودتون ایجاد کنید

و دوستی هاتونو رنگ  نکنید   

 

+ نوشته شده در  ساعت 22:16  توسط شیدا | 

چندی قبل دیداری با بعضی از دوستان قدیمی داشتم که متاسفانه مشکلات و دردسر های زیادی برای من و خونوادم ایجاد کرد .علاقه و احترام خاصی براشون قائلم ولی آنها همیشه با رفتا رهای ناشایستی که از خودشون نشون میدن واقعا دل منو به درد میارن....

غیبت و قضاوت در مورد دیگران دو عملیه که دائما ازشون سر میزنه یعنی اگه کوچکترین کلمه ای رو اشتباه بزبون بیاری واسش یه داستان درست می کنن و واسه دیگران تعریف می کنن....

نمیدونید بودن با این افراد چقدر سخت و طاقت فرساست...

همه این ها رو گفتم تا ازش یه نتیجه گیری کنم تا هیچ وقت کراهت و زشتی این دو عمل (غیبت وقضاوت کردن در مورد دیگران ) رو فراموش نکنم ...آخه  مگه ما  خداییم که فکر می کنیم می تونیم  در مورد دیگران حکم صادر کنیم و هر چی که دلمون بخواد در موردشون بگیم ...

البته ای کسایی که خیلی راحت این کار زشتو انجام می دید بدونید که طبق قانون سوم نیوتن هر عملی عکس العملی داره و همون طور که شما در مورد دیگران به خودتون اجازه قضاوت می دید دیگرانی هم پیدا می شن که در مورد شما قضاوت نادرست کنن و آبروتونوببرن...

+ نوشته شده در  ساعت 1:23  توسط شیدا | 
گاهی اوقات چقدر زیبا ست اگه از فکر خودمون دست بکشیم وبه حقایق زندگی بیشتر توجه کنیم .بی شک در گوشه گوشه زندگیمون دست خدا رو می شه دید. چندی قبل حدود ساعت پنج بعد از ظهر شاگرد داشتم و باید به موسسه کنکور میرفتم . به همین منظور نیم ساعت زودتربه راه افتادم.به پارکینگ رفتم تا ماشینمو روشن کنم اما در نهایت تعجب هر کار کردم ماشینم روشن نشد.خیلی خیلی ناراحت شدم چون داشت دیرم می شد ونمیدونستم چکار کنم!!! تا اینکه تسلیم شدم و پیاده براه افتادم وبلاخره سوار تاکسی شدم.ا اوضاع بسیارعجیب و وحشتناکی برخیابان حاکم بود وترافیک کاملا غیر عادی ...تقریبا ماشین حرکتی نداشت .از وضع موجود خیلی متعجب بودم و از آقای راننده علت را پرسیدم و ایشان گفتند که همه این شلوغی ها به خاطر تظاهرات جنبش سبز!!! همین جا بود که با همه ی وجود قدرت بی نهایت خدای خودمو احساس کردم و لرزه بر اندامم افتاد و اینکه پروردگار عالم چقدر مهربونه وهمیشه مواظب بنده هایی که خودشونو در همه حال به او می سپارند. و من فهمیدم که اگه در اون شرایط شلوغی و تظاهرات ماشین سبز رنگ من روشن می شد و به خیابان میومد می تونست برای من مشکل سازبشه وفقط خود خدا می دونست که چه اتفاقی برام میوفتاد . بله دوستان.گاهی درزندگی اتفاقات به ظاهرناخوشایندی برامون میوفته اما باید چشم حقیقت بینمونو باز کنیم وفقط ظاهر هر پدیده ای رو نبینیم چه بسا اتفاقاتی به ظاهر بد نتیجه ای خوب به دنبال داره وسعی کنیم به این که خداوند صلاح بنده هاشو می خواد ایمان بیاریم تا همیشه در آرامش زندگی کنیم .همیشه شنیدیم که میگن " همانا با یاد خدا قلب ها به آرامش می رسد" اما یاد خدا این نیست که نام خدا رو همیشه بر لب داشته باشیم بلکه باید همیشه به او و هر چه که برای ما می خواد ایمان و اعتماد داشته باشیم تا اینجوری به آرامش حقیقی برسیم به امید یاری او....
+ نوشته شده در  ساعت 1:20  توسط شیدا | 

تا توانی دلی بدست آور           دل شکستن هنر نمیباشد

روزی یکی از اقوام پیرشیدا به نزدش آمد وراز دلش را برای وی گفت بلکه پیر شیدا بتواند راهنمایی اش کند و اوچنین آغاز کرد....

" چند سال قبل از شغلم استعفا دادم و با فروش خانه ی نسبتا خوب و مرفهی که داشتم وارد کار ساختمان سازی شدم.چند سال با وجود سختی های زیاد برای ساخت اولین ساختمانم تلاش زیادی کردم واز هیچ کاری برای بهتر شدن ساختمان هایی که قرار بود به فروش برسانم دریغ نکردم به امید این که خریداران از کارم راضی باشند. حتی در حین کار با مشکلات مالی زیادی روبرو شدم وبه ناچار مبالغ زیادی را برای بهتر ساختن ساختمان ها  و با امید سریع فروختن آنها قرض کردم.

اما وقتی ساختمان ها تمام شد هیچ مشتری برای خرید پیدا نشد.  اوضاع بسیار بدی داشتم و تحت فشار مخارج زندگی و بدهی های هنگفت قرار گرفتم..تا این که مجبور شدم ساختمان ها را رها کرده وبه سراغ کار دیگری بروم تا خرج زندگی  روزمره و اجاره خانه ام  را تامین کنم...."

پیر که با چهره ای اندوهگین به حرف های جوان گوش می داد با ناراحتی لب به سخن گشود...

فرزندم شنیده ام زمانی که  تصمیم به ازدواج گرفتی خانواده ات به تو کمک  کردن تا خانه ای بسازی و در خیال خودشان آن خانه هدیه ازدواج تو خواهد بود. اما زمانی که این تو به خواستگاری رفتی خودت را صاحب خانه معرفی کردی و خانواده ات مجبورشدند  هدیه دیگری را برای ازدواجت تهیه کنند وبا این کار دلشان شکست واز تو دلخورشدند...

حال به وضعیتت نگاهی کن . ببین که مانند زمانی زندگی میکنی که گویا اصلا خانواده ات خانه ای بتو نداده بودند.در خانه ای اجاره ای زندگی می کنی و شغلی مانند زمان قبل از ازدواجت داری...

در این حال جوان با چهره ای شرمگین و نادم گفت :

ولی من برای آن ساختمان ها خیلی زحمت کشیدم....

و پیر گفت: فرزندم تو زمانی به نتیجه ی زحماتت می رسی که کار ناپسندت را که در حق پدرو مادرت کردی جبران کنی ودل آنها را بدست آوری....

آنگاه تو واقعا صاحب خانه ای می شوی که سالها قبل بدروغ آن را بخود نسبت دادی....

...

میدونید دوستان باید همیشه و همه جا متوجه حرف ها و اعمالمون باشیم چون هر حرکت و سخن ما پیامدی را به دنبال داره و ما مسئول خواهیم بود... و

 الله اعلم...

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:19  توسط شیدا | 

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...

دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون *» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کارش شد

+ نوشته شده در  ساعت 13:29  توسط شیدا | 

 من نمی دانم که من اهل چه ام؟          یا کدامم از کجایم  یا که ام؟

 من نه کافر نه مسلمان مانده ام            در میان هر دو حیران مانده ام

 بر من بیچاره این ره بگشای                  وین ز ره افتاده را راهی نمای

+ نوشته شده در  ساعت 14:1  توسط شیدا | 

اعتقاد:

اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند، روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند،فقط یک پسربچه با چتر آمده بود،این یعنی اعتقاد.

اعتماد:

اعتماد را می توان به احساس یک کودک یکساله تشبیه کرد،وقتی که شما آنرا به بالا پرتاب می‌کنید،او میخندد ..... چرا که یقین دارد که شما او را خواهید گرفت،این یعنی اعتماد.

امید:

هر شب ما به رختخواب می رویم بدون اطمینان از اینکه روز بعد زنده از خواب بیدار شویم ، ولی همیشه برای روز بعد خود برنامه داریم،این یعنی امید.


+ نوشته شده در  ساعت 15:14  توسط شیدا | 
 با حسین از یا حسین یک نقطه کم دارد ولی

 با حسین بودن کجا و یا حسین گفتن کجا؟؟؟

+ نوشته شده در  ساعت 22:27  توسط شیدا | 

 روزی جوانی پریشان و آزرده خاطر از روزگار به نزد پیر شیدا رسید و با حالی ملول و درمانده به او

 گفت:ای پیر جوانی هستم که مدت هاست برای  رفاه حال خانواده ام به سختی کار می کنم واز هیچ

تلاشی فروگزار نبوده ام.دیری ست  که رنگ خوشی ،شادی و استراحت را ندیده ام ،با اینکه از بزرگان

 شنیده ام «الكاد علی عياله كل مجاهد فی‌سبيل‌الله،{ يعنی كسی كه برای كسب درآمد برای

خانواده‌اش تلاش كند، به مانند كسی است كه در راه خدا تلاش می‌كند. }،اما در این مدت نه تنها

کوچکترین موفقیتی کسب نکردم ،بلکه اوضاع واحوال خود و خانواده ام از قبل نیز بدتر گشته است.به هر

سو می روم در ها به رویم بسته است و در این مدت مشقت های بسیار دیده ام ،دست به هر کاری

 زده ام جز پشیمانی سودی برایم نداشته... ای پیر تو بگو که علت چیست و چه باید کرد؟

پیر در حالی که غرق در افکار می نمود بدو گفت:

فرزندم در جهان هستی راز هایی نهفته است که انسان دانا با کشف این راز ها و نشانه ها می تواند راه

را از چاه باز شناسد و مسیر درست را انتخاب نماید تا به سر منزل ارامش و سعادت دست یابد.

کل کائنات در جهان خلقت دارای هدف و مقصدی از پیش تعیین شده است ورسیدن به این هدف برای کل

مخلوقات یعنی دست یابی به اوج کمال ...

در واقع می توان گفت که {هدف} مانند یک دریاست و مسیر رسیدن به این هدف مانند رودخانه ایست

 که پس از عبور از فراز و نشیب های بسیار به دریای عظیم و پهناور می رسد .آنجاست که این رودخانه

 معنای آرامش و بزرگی را خواهد یافت.بنابراین هر زیر مجموعه ای از این جهان هستی باید خود را با

 مسیر رودخانه هم سو سازد تا دست طبیعت اورا در راه رسیدن به دریا(هدف)یاری رساند.زیرا مسیر رود

 خانه به گونه ای شکل گرفته که کافیست انسان اراده نماید، تا  به سرمنزل مقصودش برسد. خداوند

سبحان در سوره «ملك» آيه 15 می‌فرمايد:

"هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِی مَنَاكِبِهَا وَ كُلُوا مِن رِّزْقِهِ وَ إِلَیْهِ النُّشُورُ

اوست كسى كه زمين را براى شما رام گردانيد، پس در آن رهسپار شويد و از روزى [خدا] بخوريد و

 رستاخيز به سوى اوست"

حال اگر در این مسیر آنطور که خودت می خواهی حرکت کنی تا به چیزی که به صلاحت نیست نزدیک

 شوی (مثلا به خواست خودت دریایی را که برایت در نظر گرفته شده، رها کرده وبه رسیدن به چشمه

 بسنده کنی و در این راه با شنا درخلاف مسیر رودخانه تلاش کنی، چیزی جز آزار نخواهی دید.)

در این صورت کل دنیا را مقابل و سد راه خود خواهی یافت .تمام زندگی تو سختی و مشقت خواهد بود و

 همه ی در ها برویت بسته است.زیرا گذرگاه هایی که در مسیر این رودخانه وجود دارد مانند دری یک

 طرفه است و فقط بسوی دریا گشوده می شود .حال اگر در خلاف مسیر و رو بسوی چشمه شنا کنی

 ،این در ها باز نخواهد شد .پس ناچار باید این درها را بشکنی که در این صورت هزاران در دیگر را مقابل

 خود خواهی یافت . می توان  با کمی درایت و تامل به این نتیجه رسید که به جای جنگیدن و شکستن

 تک تک درها که باعث از دست دادن وقت و عمر با ارزشت است ،خود را رها کرده تا رودخانه ی طبیعت،

 تو را به مسیر صحیح باز گرداند و آنچه که به نفع توست برایت پیش آورد .البته حرکت در مسیر رودخانه

 به منزله ی راحت طلبی و آسایش مطلق نیست ،بلکه بدین معناست که از تو حرکت و از خدا برکت....

 خداوند سبحان در آيه 23 سوره «روم» می‌فرمايد: 

"وَ مِنْ آیَاتِهِ مَنَامُكُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَابْتِغَاؤُكُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَسْمَعُونَ

 از نشانه‏‌هاى حكمت او خواب شما در شب برای آرامش یافتن وتلاشتان در روز برای دستیابی به رزق

 خداست، براستی در آنچه یاد شد  ،برای کسانی که شنوای حقیقت اند{ نشانه هایی} وجود دارد"

در این صورت درهای موجود در این رودخانه به خودی خود یکی پس از دیگری به رویت گشوده می شود و

 تو با تحمل کمترین سختی به مقصدی خواهی رسید که حتی از خواسته و آرزوی خودت برتر است ،زیرا

این هدف خلقت است که بهترین ها را برای ما در نظر گرفته ....

بنابراین هرگاه در زندگی با درهای بسته ی زیادی روبرو شدی آنها را نشکن و از رحمت خداوند نا امید

 نشو ،این درها نشانه ایست از سخن کائنات با تو که می گوید مسیرت را عوض کن تا به پاداش اعمال و

 سختکوشی ات  برسی....

"و ان ليس للانسان الاما سعي ..39 نجم

    براستی براي انسان بهره اي جز “سعي و کوشش” او نيست و سعيش بزودي ديده مي شود  واو به

 نتيجه اش مي رسد. سپس به او پاداش کافي داده خواهد شد."

" والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا ...


    و آنان که در راه ما با جان و مال (تلاش و کوشش) کردند، محققا آنها را به راه هاي خويش هدايت

   مي کنيم که خداوند هميشه با “نيکوکاران” است"

+ نوشته شده در  ساعت 17:5  توسط شیدا | 

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد                عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

مدعی خواست که آید به تماشاگه راز          دست غیب آمد و بر سینه ی نامحرم زد

 

حتما تاکنون سخنان بسیاری در باب عشق شنیده اید ویا شاید در وجود خود این واژه ی مقدس را لمس کرده اید.در این بین عده ی زیادی در حسرت یک عشق پاک سوخته اند و عده ای دیگرتفاوتی بین عشق و هوس قائل نیستند.عده ای هم در غم از دست دادن عشق خود میسوزند و بهمین جهت از یک عشق دیگرگریزانند..اما به حقیقت چیست این عشق، این واژه پرمعنا و اسرار آمیز...

        دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند             دل غم دیده ی ما بود که هم بر غم زد

بیان یک تعریف دقیق از این واژه بسیار دشواربوده وممکن است هر کس آن را به گونه ای دروجود خود احساس کرده باشد، اما نکته ی مشترک در همه ی این موارد آثار این پدیده در وجود انسان است. 

عشق دروجود انسان هم آثار فیزیکی دارد و هم متافیزیکی...یعنی ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 14:31  توسط شیدا | 

در علم فیزیک نور (اپتیک) ، منحنی وجود دارد به نام منحنی فرما - برنولی که برای یافتن کوتاه ترین مسیر حرکت نور (که در اینجا برای یافتن کوتاه ترین مسیرحرکت روح برای  رسیدن به حقیقت)از چندین محیط با ضریب شکست های متفاوت استفاده شد که پس از بررسی های زیاد به یک منحنی مارپیچ گونه دست یافتند.

روح انسان در مسیر حقیقت و تعالی در یک چنین مسیری قرار خواهند گرفت و اگر این مسیر را به درستی طی کنند در آخرین لحظه که نقطه ی اوج و کمال اوست ،یعنی نقطه ی وصال ، در خوشتن گم خواهد شد (از خود بیخود شدن)..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 12:14  توسط شیدا | 

در این مقاله قصد دارم به چرایی و چگونگی  یکی از وعده های خداوند در باب قرض الحسنه و انفاق بپردازم.

باید بدانیم که قوانین علمی کشف شده تا حدود زیادی میتواند ما را در درک مفاهیم ماورایی و متافیزیکی یاری دهند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 23:8  توسط شیدا | 

 

در ادامه ی مباحث گذشته می دانیم که همه ی عالم از انرژی ساخته شده و همه چیز بر اساس تبادل انرژی در کائنات رخ می دهد...می توان این انرژی ها را به سه دسته ی کلی تقسیم کرد:

انرزی های مثبت،انرژی های منفی و انرژی های خنثی .

اساس این مقاله بر مبنای قدرتی است که مغز انسان در ارسال امواج دارد و مانند یک فرستنده ی رادیویی یا مخابراتی عمل می کند. همین طورسلول هایی در مغزوجود دارد که  دارای توانایی دریافت امواج رسیده ازمحیط است و به صورت یک گیرنده رادیویی یا مخابراتی عمل میکند.می توان این قدرت مغز را در حیوانات نیز مشاهده کرد.حتما شنیده اید که بعضی از حیوانات قبل ازوقوع زلزله واکنش نشان میدهند،در واقع امواج حاصله از واکنش های ژئوفیزیکی را خیلی سریع تر از انسان دریافت می کنندو نسبت به آن واکنش نشان می دهند. این مساله به این دلیل است که سلول های گیرنده ی مغزشان  حساس تر از انسان هاست .بنابر این چنین توانایی در مغز انکار ناپذیر است.حال به اصل موضوع بر می گردیم. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 0:55  توسط شیدا | 

در اين مقاله قصد دارم به جلوه ي متفاوتي از ماهيت انتظار در مورد مصلح آخر زمان بپردازم ...

همانطور كه در كتب مختلف، انواع سايت ها و مقاله هاي گوناگون ديده ايم به تفصيل در مورد امام زمان (عج) سخن گفته شده، از جمله در مورد نحوه ي ظهور،شرايط آن،چگونگي بودن از ياران آن حضرت، چگونگي غيبت، انواع غيبت، اتفاقات زمان ظهور و.....

اما بنده در اينجا قصد دارم به بحثي گوناگون بپردازم و آن نفس عمل و تفكر پيرامون اين موضوست...در حقيقت بسياري از ما با توجه زياد به  مسائل تاريخي و آينده از حال و حقيقت مساله باز مانده ايم .

منتظر كيست و شرايط انتظار چيست؟آيا هر كس كه 40 روز دعاي عهد بخواند به راستي از ياران مصلح آخر زمان خواهد بود.؟.....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 16:41  توسط شیدا | 
همه ی انسان ها از همان بدوکودکی غریزه ای در وجودشان حس می کنند که انها را به سمت دوست یابی می کشاند.از کودکی تا بزرگسالی دوستان زیادی خواهند داشت ولی باز هم در درون خود احساس تنهایی میکنند و به طور کاملا فطری دنبال کسی میگردند که هیچگاه تنهایشان نگذارد.وقتی فرد نوعا به بلوغ فکری و جسمی میرسد این خواسته به شکل دیگری جلوه گر میشود و ان نوعی گرایش به جنس مخالف است.در ابتدای سنین بلوغ اگر شخص به لحاظ فکری و خانوادگی دارای تربیت کاملی نباشد ،ممکن است در انتخاب خود دچار اشتباه شده ودر اصطلاح اسیر احساسات زود گذرنوجوانی شود و ممکن است اینده اش برای همیشه تباه شود.ولی این گرایش به جنس مخالف هیچگاه نباید سرکوب شود بلکه باید با همراهی خانواده در مسیری صحیح هدایت شود  ،زیرا این حس از جانب خداوند عالم است و باید ان را مقدس شمارد.

.ولی شخص مورد نظر که انسان همیشه به دنبالش می گردد کیست؟کجاست و چگونه می توان او را یافت؟……
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 13:3  توسط شیدا |